غریق
در میان سبزها،
در میان همه ی آبی ها،
در میان نوسان های نگاه،
و عذابی که از این بی تو شدنهای مداوم دارم
فارغ از بودن ها،
فارغ از قهقهه و موج مزاحم که کدر می سازد،
ذهن را،
و صدایی که از آن ساحره مرغ ابدی می آید،
نغمه هایی که به پژواک صدا در دل دوزخ ماند.
من ولی، چشم و دل و ذهن و زبانم را نیک،
در میان همه ی آبی ها،
در میان نوسان های نگاه،
و عذابی که از این بی تو شدنهای مداوم دارم
فارغ از بودن ها،
فارغ از قهقهه و موج مزاحم که کدر می سازد،
ذهن را،
و صدایی که از آن ساحره مرغ ابدی می آید،
نغمه هایی که به پژواک صدا در دل دوزخ ماند.
من ولی، چشم و دل و ذهن و زبانم را نیک،
به " تو" پیوند زنم
و در این کهنه بهشت ابدی،
غرق در بحر ملاقات " تو" خواهم بود.

1 Comments:
من كه خوبم مهران جان خودت چطوري . دلم هوس يه كوهنوردي كرده تا قله
البته + آواز شجريان و
ادامه داستان هاي اصفهان
Post a Comment
<< Home