ابهام شیرین
همیشه لحظاتی برای هر کس پیش می آید که او هر قدر هم به شناخت خویش مطمئن باشد، ناچار به اعتراف به شگفتی است. شگفتی از حالتی که او در حال تجربه کردنش است. حالتی که احساسی مبهم و بسیار دور از حالات عادی زندگی دم ِ دست را در او ایجاد می کند. آمیزه ای از اضطراب، عدم تمرکز، سستی، کمی ترس و حتی اندکی سرخوشی. مانند احساسی که نوشیدن ِ می به همراه می آورد با این تفاوت که ذهن بیدار است و لحظه لحظه تجربیات ودریافتهایش را درک می کند و از احساس شکفتی، انگشت به دهان می ماند.
در چنین فضایی، لرزه ی خفیف بر بدن مستولی می گردد، زانوها سست می شوند، سردردی نه چندان واضح، همه ی جهان را زیر لایه ای از مه فرو می برد. هُرمی تحمل ناپذیر تمام وجود را در بر می گیرد و بدن به عرق می نشیند.
نمی دانم منشا این احساس کجاست؟ تنها می دانم که در چنین زمانی ، نمی دانم که چه باید بکنم. به هر دری می زنم تا احساسی نو در خود ایجاد کنم. شادی، غم، هر حس ِ آشنایی. ولی اکنون که می اندیشم از راندن چنین احساسی از خود پشیمانم. اینطور به نظرم می رسد که در آن فضا همه چیز را از درون می دیدم. زیبایی آسمان آبی ِ بهار را، زشتی رفتار ِ مردمان در گذر را و شور عشق دختر و پسر خندان را با دستانی در هم فرو رفته.
هر چه هست، به اصل ِ من نزدیک تر باید باشد تا این شادی و غم و دلتنگی ِ هر روزه و هرجایی.
هر چه هست، بیشتر مرا به خود می آورد تا اینکه مرا در پشتِ خود پنهان کند.
ای کاش همیشه چنین بودم.
در چنین فضایی، لرزه ی خفیف بر بدن مستولی می گردد، زانوها سست می شوند، سردردی نه چندان واضح، همه ی جهان را زیر لایه ای از مه فرو می برد. هُرمی تحمل ناپذیر تمام وجود را در بر می گیرد و بدن به عرق می نشیند.
نمی دانم منشا این احساس کجاست؟ تنها می دانم که در چنین زمانی ، نمی دانم که چه باید بکنم. به هر دری می زنم تا احساسی نو در خود ایجاد کنم. شادی، غم، هر حس ِ آشنایی. ولی اکنون که می اندیشم از راندن چنین احساسی از خود پشیمانم. اینطور به نظرم می رسد که در آن فضا همه چیز را از درون می دیدم. زیبایی آسمان آبی ِ بهار را، زشتی رفتار ِ مردمان در گذر را و شور عشق دختر و پسر خندان را با دستانی در هم فرو رفته.
هر چه هست، به اصل ِ من نزدیک تر باید باشد تا این شادی و غم و دلتنگی ِ هر روزه و هرجایی.
هر چه هست، بیشتر مرا به خود می آورد تا اینکه مرا در پشتِ خود پنهان کند.
ای کاش همیشه چنین بودم.

1 Comments:
حسابي افتادي دنبال پيدا كردن خودت. خودت خودت پيدا مي كني. همين.
Post a Comment
<< Home